من عشق نمی خواهم

من عشق نمی خواهم تنهایی و تنهایی

در اوج سبکبالی در عمق شکیبایی

 من عشق نمی خواهم اینجا پر روباهست

هر  کس که دلم خوش کرد خوشحال تب ما است

من عشق نمی خواهم زنجیر و قفس کم نیست

دیگر غم و دردم را چشمان تو محرم نیست

من عشق نمی خواهم امید مرا بردند

تار و رگ من بریدهرجا که نمک خوردند

 

 

 

 

/ 10 نظر / 43 بازدید
پریدخت

[گل][گل][دست]

آرمان

احسنت به شاعر جوان.

قلب من

خاطرات... خاطرات لب دریا / دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیره آب و / خودشم به غم اسیره دست بیرحم زمونه / عشقشو برده به دریا حالا از خودش می پرسه / عشق من کجاست خدایا هرگز ازیادش نمیره / ازغم دوری میمیره شعر داداشم(سام)

فصل ناتمام

سلام دوست من خیلی زیبا می نویسی امیدوارم همیشه شاد باشی حط در دلم رخت می شویند خیلی زیبا بود به من هم سری بزن اگه حاضری با من تبادل لینک کنی برام پیام بگذار . تنهاییم را با تو قسمت می کنم از دستم می گیری و در جیبت می گذاری همان که به قلبت چسبیده است حرفی برای گفتن نداریم اگر حرفی برای گفتن بود فاصله ها سکوت نمی کردند همه داشته هایم را با تو قسمت کرده ام جز این چیزی دیگر ندارم از من بپذیر

حسين نيا

من عشق نمی خواهم زنجیر و قفس کم نیست ... زيباست...

میثم

اینا رو خودت می گی یا نه. اگه خدت میگی .واقعاً بهت تبریک می گم[شرمنده]

شیلا

واقعا زیباست......آفرین...آفرین[دست][دست][دست][گل]

عليرضا

خيلي خوب بود

outlaw

سلام....واقعا زیباست