دردهایم را هر چه بنویسم کم نمیشود

دردهایم را هر چه بنویسم کم نمیشود هرچه فریاد بزنم اب نمی رود پیراهن غصه هایم پس سکوت می کنم سکوت من حس پررنگ دردهایم است..............دوستی گفت چرا دیگر شعر نمی نویسی......شعر حس و حال می خواهد باید آنقدر لبریز شوی از حس بودن یا حس نبودن که بتوانی بنویسی.......برای دلت قصه بگویی از شایدها و تنگیهای زندگی...........دوستت دارم را به بازی می گیرند ...شعرهایت از ارزن هم فروتر می افتد..........شاعر که باشی و عاشق ......درد دردست درد بی عشقی درد عاشقی

/ 2 نظر / 28 بازدید
پریدخت

[گل][قلب]