دل او

باز هم بغض دلم ميشکند
نفسم ميگيرد
رسم دنيا اينست
دل او با دل من سنگين است
اين همان شعر غميست که دلم باز به خود ميبيند
تن من ميلرزد
چشم من باز پر از باران است
باد پيغام جدايی سر داد
نکند چشم دلش با دگريست
قفل اين دل که فقط بر کف ان دستان است
اتشی بر دل من افتادست
که خموش نشود
دل من در قفس فاصله ها زندان است
باز هم قلب ترک خورده ی من د
ر طلب مانده و سرگردان است

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

تو اي شكوهمند من شكوه دلپسند من تو آن ستاره بوده اي كه مهر آسمان شدي ز مهر برتر آمدي فراز كهكشان شدي به دره ها نگاه كن به ژرف دره ها نگر به تكه سنگهاي سرد به ذره ها نگاه كن به من بتاب كه سنگ سرد دره ام كه كوچكم كه ذره ام به من بتاب مرا ز شرم مهر خويش آب كن مرا به خويش جذب كن مرا هم آفتاب كن

سلام

كسي با سكوتش، مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد كسي با نگاهش، مرا تا درندشت درياي خون برد مرا باز گردان مرا اي به پايان رسانيده - آغاز گردان !

سلام

آه چه شام تيره اي، از چه سحر نمي شود ديو سياه شب چرا جاي دگر نمي شود سقف سياه آسمان سوده شده ست از اختران ماه چه، ماه آهني، اين كه قمر نمي شود واي ز دشت ارغوان، ريخته خون هر جوان چشم يكي به ماتم اينهمه تر نمي شود مادر داغدار من، طعنه تهنيت شنو بهر تو طعن و تسليت، گر چه پسر نمي شود كودك بينواي من، گريه مكن براي من گر چه كسي به جاي من، بر تو پدر نمي شود باغ ز گل تهي شده، بلبل زار را بگو: (( از چه ز بانگ زاغها، گوش تو كر نمي شود )) اي تو بهار و باغ من، چشم من و چراغ من ( بي همگان به سر شود، بي تو به سر نمي شود )

سلام

دوست خوبم وبلاگ خیلی خوبی دارین ممنونم که بمن سر زدین و تشکر ویژه بابت کامنت زیبایی که برای من گذاشتین همیشه منتظر حضور گرمتون هستم شاد باشید

سلام

راستی امتحان تکنیک پالس رو چیکار کردین؟ امیدوارم خوب شده باشه و راضی باشین

فرزاد

بزرگ ميشی يادت ميره !!!‌

فرزاد

يک چيزه ديگه هم بگذار برات بگم !! اگر فکر کردی دلش با ديگری است مطمئن باش که درست فکر کردی ! چون اگه نبود هيچ وقت اين فکر به سراغت نمياومد!!

رامين

با سلام شعر بسيار زيبايی سروده ايد... از لطفتون به شعرم در سايت شعرنو هم سپاس موفق باشيد

پيمان

سلام. برات دعا ميکنم. شاد باشی.