عصیان

سنگینی نگاه خدایان به سوی ماست
قلب وطن. زمانه شمار بنفشه هاست
سوگند زیر پا گذاشتی تو ای زمین
یخ بسته روح سادگیت زیر ظلم و کین
تا خشم می خوریم و صدامان سکوت سرد
ایا شنیده ای تو نفیری ز هیچ مرد؟
فولاد و اهن از غم دوران مذاب گشت
از اشک لالگان همه سرخست خون دشت
پالوده ی ستم و ریا را دوا زدند
از دار بر نخاست دگر داد حق بلند

/ 2 نظر / 8 بازدید
حسام فر یاد

با درود مریم گرامی سپاس از اینکه به من سر زدید . استعاره ها ملموس و جاری بود .کار عصیان را دوست داشتم ( پیامش را ). با مهر تا دگر بار بدورد

بچمه

آفرین به ماری موشه که با این همه درس و مشغله، همیشه بلاگش به روزه! موفق باشی عزیزم[لبخند][چشمک]