و بیست و چند تمام(برای تولدم 14 دی)

و بیست و چند تمام و تمام دفتر من
چه زود شعله گرفته خطوط پیکر من
منى سراسر دورى منى سراسر درد
و مرگ واژه عشق است خظ اخر من
و بیست و چند ساله شد در این غروب غریب
نر فت خواهش کودک خیالى از سر من
و زود مى رود این سالهاى باطلگی
و دود می شود عمرم از برابر من
نگاه کن که کیش و مات دلش مى مانم
چگونه فتح کنم باورش به باور من؟
جواب نذر تو مادر که نطفه اى پیوست
که مقصدم همه خاکست و مرگ بهتر من
که خود به خواهش خود پا نداده ام به جهان
و لاشه اى متحرک عدم سراسر من

/ 5 نظر / 12 بازدید
امید

عا لیست ع ع ع ع ع ع ع[گل][گل][گل]

امید

با سلام وعر ض ادب با اجازه... شما را لینگ کردم و شعر شما را در شعر وسخن نصب کردم ...پیشا پیش تولد شمار ا تبریک میگم ...و در 14 دی شعر تقدیم خواهد شد[گل]

سمیه

سلام اشعار قشنگی داری منم متولد 14 دی هستم

يه رهگذر

چقدر چه چه و به به كردن براي شعرت .... البته شعرت قشنگه ... ولي وقتي ميخونمش دلم ميگيره ... ميدوني چرا ؟ بهت مي گم دخترم... اولا" تولدت مبارك - فكر ميكني كه بيست و چند سا مدت زياديه ؟ نه اينطوري نيست من هم وقتي 17 سالم بود فكر ميكردم كه عمر زيادي از خدا گرفتم الان كه عمرم از 50 داره ميره بالا ميبينم عمر زيادي نكردم ... به قول يه بنده خدا ... عمر طولش مهم نيست ... عرضش مهمه ! دوما" "گل مريم چشمات رو باز كن ، كمي نگاه كن ..." وجود قشنگ تو يه"لاشه متحرك" نيست ... بدن تو معبديه كه خداوند به زيبايي و قشنگي اونو خلق كرده تا روحت در اون قرار بگيره ... و هستي زيباي خداوند رو ببينه و لذت ببره ... پس حالا كه ميتوني كلمات رو قشنگ بيان كني ... چرا قشنگي ها رو بيان نكني ... تويه دنيا چيزاي قشنگ زيادي هست ... گاهي چيزاي غمگين هم هست ... ولي حيف نيست كه آدم عمرش رو تلف كنه براي بيان غمگين ها ... و ديدن غمگين ها .... اگه نگاهت رو رويه زيباييها و شاديها متمركز كني ... شاديها تكثير ميشن و تمام دنيات رو ميگيرن ... بايد بخواي و ببيني .... تولدت پيشاپيش مبارك ... همينطور كريسمس ... از حالا

يه رهگذر

نازنينم ببخشيد ديروز اصلا نتونستم تويه شبكه باشم .. به همين دليل با يك روز تاخير صميمانه از ته ته ته دلم بهت ميگم : ...... تولدت مبارك ، نازنين .......