سیگار
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

می کشم سیگار عمرم دود شد
شاخه نیلوفرم نابود شد
همچو نقشی بر تن ابم دگر
جای جای تار من بی پود شد
دود بر می خاست از ششهای من
سینه ام از بوی غم فرسود شد
نقش ماتم می کشم از اه و دود
لهجه ام سنگین و خون الود شد
طعم گندم دیده ام ایا چنین؟
روح من از این زمین مردود شد
فرق دارد جای من با جای او
قلب من بیمار یک کمبود شد
هسته ام خاکستری شد رنج شد
حاصلم ته مانده ای بی سود شد
هست دنیا جای بازی هست هست
قلب من گم شد شبی مفقود شد
می کشم سیگار عمرم دود شد
اشک من سیلی شد و چون رود شد
خون من یخ زد به زیر پوستم
راه و بیراه تنم مسدود شد
دید دستم گفت شومی تیره ای
اه فالم پیش از این مشهود شد
دود می گردم ز این افیون و بس
شعله ام سوزاند و عمرم دود شد