سهم من از زندگی ناچیز بود
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سهم من از زندگی ناچیز بود

قسمتم از فصلها پاییز بود

هیچ روحی روح من بالا نبرد

ذهنم از مکر زمان لبریز بود

عشق سمتی سوی من پیدا نکرد

خاطرات رفته حزن انگیز بود

پوچ و خالی در حصار و قاعده

زنده بودن ها چه ننگ امیز بود

هر چه می کردم دلم اشوب بود

بغض و گریه ها که دستاویز بود

حق من تنها رهی پر پیچ بود

کاسه صبرم دگر سرریز بود

پنجره در چشم من جریان نداشت

اسمانم بی سبب شب خیز بود

دست من ایا به جایی بند بود؟

جای پاهایم به دنیا لیز بود