دلم ز اسمان گرفت
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

دلم ز اسمان گرفت

نگاه من ز گوشه و کنارها فراری است

درون این قفس چقدر خالی از قناری است

دلم ز اسمان گرفت

نبود روزی با من و نگاه من هم ارزو

نخواست لحظه ای برای این تن شکسته ام

نوید صبح و زندگی.

نریخت جرعه ای هوا در این سبو

دلم ز اسمان گرفت

ز درد عاشقی و بی تو مردنم

ز رفتنت .شکستنم

دلم به خون نشست و پاره پاره شد

و لهجه ام به لحن سوگ گریه کرد

نگاه هم نمیکنم

دلم ز اسمان گرفت

نگاه من ز گوشه و کنارها فراری است