من دلم مرد و ...
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:


من دلم مرد و پر از وسوسه پاییزم
ساکنم رود نیم تا که دگر بگریزم
من دلم مرد و نگاهم به تپش خونین شد
ز چه امید دگر بر دل او آویزم
من دلم مرد که روزی نفسش با من بود
به کجا رفت چه شد دلبر شورانگیزم
من دلم مرد و صدایم که به عالم نرسید
کاسه صبر شدم قسمت و من سرزیرم
من دلم مرد خدایا ز تو یاری طلبم
با تو دل تازه شود تا که کنون برخیزم