مي روم
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

میروم

هیچ نگو

از دلت با دل من حرف نزن

از غمت کوه نساز

که ندارم با تو -هیچ سخن

میروم

خسته ی این تکرارم

خسته از هر چه دروغ

خسته از هر چه فریب

روزها میگذرند

و عمیقست هنوز زخم ایام کهن

میروم

اه کشان

گریه کنان ات بینم

از من و خاطره ام دست بدار

که نخواهی تو مرا جز این تن

میروم

گو که نرو

با من باش

که تمامت بینم

که تمات خواهم

گنهم چیست بگو

نیست در طاقت من دور شدن

میروم

من که دگر ازادم

از همان بند گناهی که دهد بر بادم

میروم هیچ نگو

از دلت با دل من حرف نزن

از غمت کوه نساز

که نماندم با تو هیچ سخن