سایه های پیری
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نگاه کن همه جا سایه های پیری را

درون خلوت خود ناله اسیری را

صدای خسته یک شاعر بریده نفس

سکوت مرده  یک حانه کویری را

نگاه کن تو به من ،عمر من به دست تو سوخت

دگر کسی نشنید نغمه حقیری را 

چه خوب سحر دو چشمت ترانه را آشفت

فضای یخ زده شعر مرگ و میری را

حروف اسم تو را خط کشیده ام ز دلم

وترک میکنم این کهکشان شیری را

ببخش مریم تو خسته شد دگر پر زد

شکسته جانم و قرض ده تن خمیری را