نگاه میکنم
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آبان ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

وقتی نگاه وحشی من شعله می کشد

درپیچ و تاب تیرگی گیسوان تو

در لابلای کوچه پر مهر خاطرات

مست و خمار و نشعه سرخ لبان تو

وقتی به سوی قبله توسجده می کند

رنگین کمان قلب سیاه و نگون من

وقتی فقط به اسم شبت تکیه می کنند

دستان موج خورده افکار و یاس تن

بیدار گشته ام که تو را من صدا کنم

ای آرزوی رفته من بر نسیم و باد

تا ناکجای قصه مرا همسفر شدی

هرگزنبرده ام نفست را دگر ز یاد

ای شور و شاد من همه عمرت بهارها

وقتی نگاه میکنمت می ستایمت

هنگام رفتنت به هزاران دعا و نذر

ای ارزو تو را به خدا می سپارمت