ببر مرا
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کاری کن از زمین خدا شعله ور شوم

دودی شوم ز دامن دنیا دگر شوم

کاری کن آسمان و زمین کارگر شوند

از این دیار کفر به راه سفر شوم

کاری کن و مرا ,تو به جای دگر ببر

آزاد و بی تحمل عصیان بسر شوم

من را بکش ببر به هوایی که تازه است

روزی شبی به راحت خود من سحر شوم

من تشنه ام برهنه  زهر آرزو شدم

شاید شراب نوشم ومست سفر شوم

دستم بگیر و قلب مرا نیز هم ببر

شاید به ذهن زیرک خود معتبر شوم

کاری کن و مرا تو ببر از زمین سرد

شاید ز نقطه ای دگر اهل هنر شوم

من را ببر ببر به فضایی که زنده ام

شاید ز بخت روشن خود با خبر شوم