ارزو دارم
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ارزو دارم باز گل من باشی  تو

و به هر کس برسی اسم مرا ساز کنی

ارزو دارم باز ارزویم باشی

قفل قلبم را تو با دلت باز کنی

ارزو دارم باز دل تو با دل من جور شود

بذر گلدان وجودم باشی و برای گل و گلبرگ شدن ناز کنی

ارزو دارم باز قسمی یاد کنی و به هرم نفس چلچله ها

با من از حس کبوتر سخن اغاز کنی

 


 
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

اری دلم به قلب تو راهی کشیده بود
با اینکه طعم تلخ جدایی چشیده بود
همراه و همسفر شد و پرواز ساز کرد؟
یا اینکه در قفس شبح من تنیده بود
اری نگاه من خط یک ارزو نوشت
با اینکه بعد مرگ قناری خمیده بود
تنهاترین درخت در این جنگل مهیب؟
یا در پناه عشق و هوس ارمیده بود
هم بال و پر شدن همه جا با تو پر زدن؟
یا در هوای بغض دلی گریه چیده بود
اری دلم به قلب تو راهی کشیده بود
ما خواند و با تو خواند و دل از من بریده بود


...
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شعر می گویم صدایم را تو امشب گوش کن
با تپش های حضورت  قلب من مدهوش کن
ماه شو بر روح تاریکم شبی دامن بزن
ابر شو بر من ببار و دست خود اغوش کن
عطر یاس خاطراتت را بکش بر روح باغ
سایه گاهت را به روی قامتم تنپوش کن
اطلسیهای دلت را هدیه کن بر من ببخش
یا هوس الود اتشهای من خاموش کن
نرم نرمک جای پایت رابه این خانه بیار
از شراب سرخ لبهایت مرا بیهوش کن
من که تبعیدم به جرم مستی و عشق و گناه
چشم من را حبس کن بر ماندنم پاپوش کن


دل مرده
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ تیر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

سبزی گلدان قلبم رنگ پاییزان گرفت
شانه هایم زرد و غم دیده .دلم باران گرفت
بیست و اندی سال از عمرم کفایت میکند
خون به رگهایم نیامد رو به یخبندان گرفت
از چه بنویسم قلم تنها رفیق سالیان
قطره های جوهر فکرم چه سرگردان گرفت
شیوه ها اموختم دنیا چه کوچک می کند
بند و افسار زمین را دست نامردان گرفت
انتظار و صبر مدتها مرا همراه بود
دست اخر جسم بود و روح من پایان گرفت