ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

چگونه شد دل تو اینچنین ز من پیچید

غروب عمر مرا بر افق کسی میدید

و سردی نفس تو چنان مرا لرزاند

به یاد اوردم چون دلت ز من ترسید

ستاره ی شب من بی تو باز تاریکست

به اسمان وحودم نمانده نور امید

نگاه مست و خرابم خراب عادتهاست

شکوه چشم تو اینک به چشم من تابید

در انتظار حضورت چقدر بی تابم

و لیک هدیه ی من شد به دست تو تردید

و بوی غربت معنا به چشم می امد

چه زود نفطه ی فکرت ز فکر من چرخید

ورود خاطره هایم مرا چنان له کرد

چو موج بر دل باران به اشک من  رقصید

نگاه صورتک من شروع فاصله هاست

به سوگ خون شقایق چگونه می خندید

اسیر غصه ی تکرار ادمکها بود

تبسمی به خیال کبود من پاشید

 

 

 

 


کینه
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
گرگین صفت تمام وجودش بهانه داشت
از ناسزای شب به سحرگه نشانه داشت
تا طرح خون کشیده به دامان سرکشش
جغد پلید و شوم به روحش روانه داشت
سر فصل ارزو و دلش جمله مردن است
او در شکست دل .هنری جاودانه داشت
تا پرتگاه عادت و بی قیدی و سکون
در ادعا و زخم زبان او فسانه داشت
پرواز رفته بود ز ذهنش زمین زیاد
در سایه ی سیاه عدم اشیانه داشت
سستی ز خود ندیده به کس خرده بس گرفت
با گوشه چشم زشت به دنیا کرانه داشت

کینه
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

باران ببار
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

باران ببار بر تن پر درد و خسته ام

در ر ابه روی هر چه دوروییست بسته ام

از من بشوی نطفه ی کابوس بی کسی

بر هم بزن سکوت که تنها شکسته ام

اتش فرو نشان همه بغضی بلاکشست

فواره ی خیال خدا را گسسته ام

من عمق چاه بوالهوسانم تو پاک کن

از چنگ دیو بد سگلی من نرسته ام

بر من ببار همره اشکم روانه باش

بر روح بیدلان زمان دل نبسته ام