ناله ی شبانه ی من
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بشنو این ناله ی شبانه ی من

ناسزا کرده او روانه ی من

تا ابد حکمران فرداها

میدهد بوی غم ترانه ی من

قسمتم تا کی و کجا مردن

پیر شد حس نو جوانه ی من

می کشد نقطه ی امید مرا

شب سیه کرده اشیانه ی من

فاتحان زمین به غفلت و خواب

کهنه شد درد عارفانه ی من

فصل زرد زمین و فرطه ی شور

زخمه زد ترس بی بهانه ی من

می زند بانگ شوم تنهایی

یخ زد این قلب کودکانه ی من 


بی گنه؟
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

لابلای دفترم خواندم ترا
بارها از ذهن خود راندم ترا
ترک عادت کرده ام از ناز و راز
از دلی ازرده ترساندم ترا
اين دل ديوانه و عقلی فسون
اه من اين عشق فهماندم ترا
بی گنه بی ادعا؟من بودم وعمری تباه
روزگار غصه هايم را شناساندم ترا
ليک اين قصه دگر پايان نداشت
بی سبب بی چاره نالاندم ترا


تو و نگاهت
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

ساده می خوانم نگاهت رنگ باران داده است
سايه ی گرم وجودت بر تنم جان داده است
اری اری روزها در خواهشت پر تاب و تب
لهجه ی رامشگر تو قول طوفان داده است
کشتی نوح دلم در راه و خشم اسمان
شعله ی اتشگه عشقت که فرمان داده است
بوی عطر سرخ هایت را چه گویم تا کجا
درد بی درمان دل را با تو درمان داده است
چهار فصل ارزو را با تو معنا کرده ام
چهره ی سبز زمین را با تو سامان داده است
تیره شبهایم به یادت شاعر و دیوانه وار
در خیالم ماه تو این نور تابان داده است
خالص و مشتاق دیداری به وقت صبحدم
سفره ی نان و پنیرم بوی ایمان داده است
نغمه ی ازادی و در خود شکفتن با تو بود
مریما ایزد به عمران شمع خوبان داده است



يادی از او و گذشته ها
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
مرا ز ياد برده ای
کنون که در حرير سرد سر نوشت خفته ای
ز هر چه در درون من نهفته است
تو بی خبر ز هر کجا
 ترانه ی {برو ز خاطرات من} سروده ای
منم همان نسیم بی رقیب عاشقی
 که هر دم از خیال من پر از جوانه میشدی
منم همان بهانه های بیشمار عشق و سادگی
که هر زمان ز عشق من
ز دیدن نگاه بی نشان من
قصیده ها دو بیتی و هزار پاره میشدی
منم منم نگاه پر ز اسمان
همیشه چشمه ای ز اشک
همیشه رود
همیشه با تو ام روان
که هر دم از نگاه پر ز اتشم
 فغان و ناله ی شبانه میشدی
منم همان سپیده ی پر از طلوع
همان فروغ بی غروب قصه ها
همان که تو برای بودنش ز هر بهانه ای
هزار چاره میشدی
من ان حقیقت فضای خالص شکفتنم
همان سپید بی رقیب
همان نگاه
همان دل پر از امید
که گیتی ام نشانه بود
ز خنده ام گل بهاره میشدی
چرا تو رفته ای چرا
منم همان شکوه لحظه های تو
ز خشم کودکانه ام
برای شادی دلم
تو عارفانه میشدی
کنون که در فراق تو نشسته ام
ز اسمان گرفته پر شکسته ام
دلم میان صندوق گذشته ها فرو نشسته و
کنون ز غصه های بی کسی ز قصه ها گسسته ام
تو کاش در خیال من میان دفتر سیاه روزگار
چو افتاب تک ستاره میشدی

 
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
بازم تکنیک پالس.