ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

in sheri ke neveshtam dar javabe soheila joone ke kheili doosteshoon daram.


ارزو
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

ارزویم را نمی دانم-چه گویم از دلم

که کدامین دوست داند راه حل مشکلم

من زمانی دیر در فکر نگاری بوده ام

ان زمانم بود تنها ارزوی باطلم

بعد ان کوچک زمانی فکر دنیا کرده ام

در خیالم گنج قارون بود- لیکن غافلم

صد هزاران راه بود و من به بیراهه رها

در پی ان ارزو بودم که این شد نایلم

لحظه ای در غم خیال روز شادی کرده ام

زنده در این زندگی اما به مرگم عاجلم

ارزویم را چه گویم نیست هیچم ارزو

جز لبی خندان دلی ارام که باشد شاملم


مي روم
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

میروم

هیچ نگو

از دلت با دل من حرف نزن

از غمت کوه نساز

که ندارم با تو -هیچ سخن

میروم

خسته ی این تکرارم

خسته از هر چه دروغ

خسته از هر چه فریب

روزها میگذرند

و عمیقست هنوز زخم ایام کهن

میروم

اه کشان

گریه کنان ات بینم

از من و خاطره ام دست بدار

که نخواهی تو مرا جز این تن

میروم

گو که نرو

با من باش

که تمامت بینم

که تمات خواهم

گنهم چیست بگو

نیست در طاقت من دور شدن

میروم

من که دگر ازادم

از همان بند گناهی که دهد بر بادم

میروم هیچ نگو

از دلت با دل من حرف نزن

از غمت کوه نساز

که نماندم با تو هیچ سخن


 
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

میترسم گم شوم

میترسم از نگاهش

از غرق شدن می گریزم                                       

چند هفته دیگر اغاز جدال تازه ی منست   


 
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

نمیدانی که تنهایم

نمی بینی تو -مرگ زرد دنیایم

نمیخواهم ز اینک خاطراتم را

و میبندم دهانم را که میسوزد

ز هر بغضی که در سینه به خود دارم

و میخوانم غم تلخ جدا گشتن ز فردایم

نمیبینی تو- دفن ارزوهایم

و عزم رفتنی کردی که در من میگشاید زخم شبهایم

نمیدانی ز دیروزم

که در من خرد شد خود باوریهایم

فقط میپرسی و میخواهیم

تا سفره ی دل را به رویت باز بگشایم